شمس سراج عفيف
پيشگفتار 7
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
نمونهاى است از سبك متكلّفانهء قرن ششم چون راحة الصّدور و آية السّرور كه در ايران رواج داشته است . البتّه به اين نكته نيز بايد توجّه داشت كه تاج المآثر ( 602 - 612 ه ق ) با صد سال فاصله زمانى پيش از تاريخ وصّاف ( 702 - 712 ) نگاشته شده است . امّا تاج المآثر به دليل سبك منشيانه و متكلّفانهاى كه داشت در دورههاى بعد چندان مورد توجّه مورّخان قرار نگرفت . پس از آن در قرن هفتم ه ق . قاضى منهاج الدّين جوزجانى طبقات ناصرى را در فاصلهء سالهاى 655 - 658 ه ق . تأليف نمود . طبقات ناصرى به دليل نثر روان و پخته و احتواى وقايع تاريخى مستند ، بلافاصله مقبوليّت پيدا كرد و بعدها ضياء الدّين برنى دنبالهء كار جوزجانى را گرفت و با تأليف تاريخ فيروزشاهى وقايع تاريخى را تا سال ششم پادشاهى غياث الدّين فيروز شاه دنبال كرد و مىتوان گفت كه تاريخ فيروزشاهى برنى متمّم طبقات ناصرى است و از همانجا كه طبقات ناصرى تمام مىشود ، يعنى از سال 658 ه ق . وقايع را دنبال مىكند و به ششمين سال حكومت فيروز شاه ختم مىشود . برنى در نگارش تاريخ خود از سبك جوزجانى پيروى مىكند امّا در برخى موارد نيز به سبك متكلّف و مصنوع روى مىآورد . در فاصله زمانى ضياء الدّين برنى تا زمان عفيف كتابهاى تاريخى متعدّدى چه به صورت نثر و چه نظم مانند قران السعدين ، تاج الفتوح ، تغلقنامه ، نه سپهر ، دولرانى خضر خان و همچنين ، فتوح السلاطين خواجه عبد الملك عصامى ، تاريخ علايى ، تاريخ سند يا چچنامه ( فتحنامه ) و غيره پديد آمد كه امروزه از منابع مهمّ تاريخ شبه قارّهء هند بهشمار مىرود . امّا عفيف از اين ميان ، نوشتهء ضياء برنى را پسنديد و به آن دل بست و از شيوهء او پيروى نمود . با مطالعهء اين دو اثر ، شيوهء متفاوت در نوع تفكّر تاريخى ديده مىشود و آن اينكه تقسيمبندى تاريخى ضياء الدّين برنى براساس « وقايع » گذاشته شده است درحالىكه عفيف توجّه خاصّى به « شخصيّتها » داشته و « سلطان » در محور حوادث تاريخى قرار گرفته است . بهنظر اين ديدگاه نشان مىدهد كه عفيف از يك حسّ اسلوبشناسى قوى برخوردار بوده است و همين تقسيمبندىهاى تاريخى ، تاريخ فيروزشاهى را از اشتباهات ناشى از تكرار و تناقض و اغتشاش